معابد مصری و یونانی

معابد يوناني از لحاظ نقشه
، شباهت نزديكي به تالار بارگاه ميسني دارد و حتي در پيشرفته ترين شكل اين
معبد ، سادگي بنيادي ساختمان تالار مزبور به چشم مي خورد : يك اتاق تك يا
دو اتاق تو در تو بدون پنجره ، با يك در ( دو در براي مقصوره ي تو در تو ) و
يك رواق با دو ستون بين ديوارهاي پيش آمده ( ستون هاي بين دو جرز ) ، يا
ستون بندي خلفي ( ستون بندي بي ديوار ) ، يا ستون بندي خلفي و قدامي ، يا
هر يك از اين نقشه ها كه به وسيله ي يك رديف يا دو رديف ستون بندي محاط شده
باشند . معابد پيشين ( متعلق به دوره ي كهن ) غالبا ً دراز و باريك بودند ،
كه نسبت ميان ديوارهاي خلفي و قدامي با ديوارهاي پهلويي تقريبا ً يك به سه
بود . نقشه هاي متعلق به دوره ي كلاسيك پسين و دوره ي هلني به نسبت يك به
دو نزديك شدند ولي هيچ گاه دقيقا ً يك به دو نبودند . ديوارهاي پهلويي
معابد دوره ي كلاسيك غالبا ً كمي بيش از دو برابر ديوارهاي خلفي و قدامي
بودند ، همين نسبت در معابد هلني كمي كوتاه تر مي شد .
ولی در معاد مصری گذشته از معبدهای مردگان، بناهای عظیم دیگری بودند که برای ستایش از یک یا چند خدا ساخته می شدند و غالباً شاهان یکی پس از دیگری بخشهای تازه ای برای آنها می افزوده اند و ابعادی غول آسا به آنها می دادند، مانند آنچه در معابد کرنک و الاقصر دیده می شود. تمام این معبدها نقشه های اجرایی مشابهی داشتند.
نقشه هر معبد سردر دار نمونه بر امتداد محور واحد خیابانی که از وسط یک حیاط و تالار ستوندار می گذرد و به مرقدی کم نور می رسد، از دو سر قرینه سازی شده است. نشان بارز مسیر آراسته به پیکره ها، نمای سردر ساده و عظیم آن با دیوارهای شیبدار است. این معبد در دوره حاکمیت بطالسه ساخته شد و سند برجسته ای از ماندگاری سنتهای هنری مصریان است. سطح پهناور سردر مزبور به وسیله دروازه ای به دو بخش می شود. در دو سوی این دروازه شکافهای باریک و بلندی برای نگه داشتن میله پرچم تعبیه شده است. چندین نقش نیم برجسته نیز بر روی بال سردر دیده می شود. پهلوها و بالای سر در با تعدادی کارهای قالبزنی تکمیل می شود. در داخل، حیاطی وجود دارد که سه طرفش ستون بندی شده، پس از آن تالاری است بین حیاط و مرقد یا قدس الاقداس که محور طولانیش به محور کل مجموعه ساختمانی معبد عمود است.
این تالار عریض یا ستون داریعنی تالاری که سقفش روی تعدادی ستون نهاده شده است پر از ستونهای عظیم است و سقفش از تخته سنگ ساخته شده؛ این تخته سنگها بر تیرهایی افقی نهاده شده اند که اینها نیز به نوبه خود روی سنگها پاطاقی چسبیده و به سر ستونهای بزرگ قرار گرفته اند. در تالار ستوندار معبد آمون رع در کرنک ارتفاع ستونها به ۲۰ متر می رسد و سرستونها که قطرشان در بالا۲/۶۱متر است، آنقدر بزرگ هستند که می توانند وزن ۱۰۰ نفر را تحمل کنند.
مصریها که از سیمان استفاده نمی کردند برای برپا نگهداشتن ستونها، آنها را بزرگ می گرفتند تا وزنشان بیشتر شود. در بسیاری از اینگونه تالارهای ستوندار، ردیف ستونهای میانی از ردیف ستونهای کناری بلندتر بود و نتیجتاً سقف تالار را در بخش مرکزی بلندتر می کرد و در آنجا یک ردیف پنجره زیر سقفی تعبیه می شد.
دریچه های این ردیف پنجره زیر سقفی راهی برای تابیدن نور به داخل بنا می شدند عکس معابد یونانی که فاقد پنجره بودند. این شیوه ساختمان سازی، به شکل ابتدایی در نخستین سالهای حاکمیت پادشاهی کهن در معبد دره ای هرم خفرع ظاهر می شود. این ردیف پنجره زیر سقفی که ظاهراً اختراع مصریان است، تا روزگار ما به عنوان یکی از عناصر مهم معماری به حیات خود ادامه داده است و مخصوصاً در طراحی کلیساهای سده های میانه اهمیت داشت.
نمونه هایی از پلانهای معابد یونان باستان
در معابد یونان سنگهای مورد استفاده دیوارها به طور کامل تراش خورده و با بستهای فلزی با دقت بسیار نسبت به دوره کهن در کنار هم قرار گرفتند ، نصب سفالهای بامپوش نیز بر همین منوال پیشرفت نمود.
ساختمان معابد دارای پلان سه بخشی بود، که مشتمل بود بر : 1- رواق ورودی (پیشخان) 2- تالار (اتاق) قرارگاه پیکره الهه3- پستو برای نگهداری نذورات.
پلان اصلی بناها چهارگوش بود ، به جز چند پرستشگاه که با نقشه مدور ایجاد شده و دور ستونی بودند که بهترین نمونه اینگونه بناها معبد تولوس است که در شهر دلفی قرار دارد.
به جز معابد و ساختمانهای رسمی در این دوره شهر سازی نیز پیشرفت نمود و انواع بناهای عمومی مانند : تالارهای اجتماعات به شکل آمفی تئاتر ، گذرگاههای سرپوشیده و ستونهای یادبود در خیابان ها ، ورزشگاهها و باشگاههای پرورش اندام پهلوانان میدانهای دو و اسب سواری با ردیف جایگاههای پلکانی برای تماشاگران که این گونه آمفی تئاتر های سرگشاده برشیب تپه و گرداگرد میدان ورزش ساخته می شد.
فضای داخلی پارتنون دارای دو بخش جداگانه است. فضای کوچکتر (اتاق باکره یا پارتنون ) با پلانی تقریباً مربع شکل و فضای بزرگتر (مقصوره ) با پلان مستطیل شکل که مجسمه الهه آتنا پارتنوس در آن قرار داشته است که مقصوره مستطیل شکل را به سه راهرو تقسیم کرده اند. ردیف ستونهای دوریک در مقصوره به صورت ستونهای دوتایی بر روی هم قرار گرفته اند و به عنوان ستونهای نگهدارنده سقف بکار گرفته شده اند، در حالیکه ستونهای نگهدارنده بخش اتاق باکره به شیوه ایونیک است. ستونهای دوریک در نمای معبد ، نهایت تناسبات این شیوه را داراست . یعنی ارتفاع هر یک از آنها شش برابر قطر پایه شان است. تعداد خطوط مستقیم بسیار اندک در نمای معبد پارتنون حائز اهمیت و دقت است. ستونهای آن انحنای ملایمی به درون دارند و فاصله های میان آنها یکسان نیست، این فاصله ها در گوشه های معبد کمتر می شوند.
همچنین ستونهای کناری دارای ضخامت بیشتر هستند. علت این امر جلوگیری از خطای دید است. زیرا ضخامت بیشتر ستونهای کناری از تغییر شکل یافتن آنها در اثر خطای دید جلوگیری می کند. شاید دلیل این ضخامت در گوشه ها برای بیان قدرت تحمل آنها در برابر بار سنگین است و این کار نه به خاطر عملکرد ساختمانی ،بلکه بیشتر برای بیان سمبلیک به کار گرفته شده است.
الف:شیوه دوریک:
شیوه دوریک یا دوریسی که نام خود را از سرزمین مرکزی یونان گرفته است،اصلی ترین شیوه معماری یونان است. زیرا هم قدیمی تر وهم مشخصتر از سایر شیوه های یونانی است. ستون دوریک مشتمل بر بدنه ستون که از قاعده دایره برخوردار است، و از پایین به بالا از قطر دایره کاسته می شود و این ستون ها از پا ستون بی بهره اند.
سطح بدنه ستون با شیارهای کم عمق عمودی به نام قاشقیها تزیین شده است. در انتها بخش بدنه با یک خط افقی معرف به گلوبند یا گلویی به سر ستون متصل می شود. سر ستون از بالشتگی و تاوه چهارگوش واقع برروی آن تشکیل یافته است. اسپر از دو بخش اصلی دیگر مختلط تر و اجزا آن عبارتند از : فرسب (ردیف سنگهای صیقل خورد ،و افقی که مستقیماً بر روی سرستونها تکیه دارد) و افریز با سه ترکیها و چهارگوشیهای تزئینی اش و طره به صورت مثلثی در می آید، و با لبه برجسته به بیرون خود سطح سنتوری را احاطه می کند.
همه بخشهای بنا از سنگهایی شده که بدون ملات بر روی هم قرار گرفته اند. و بدیهی است که در نهایت استادی ساخته وپرداخته شده اند. نسبت ارتفاع به قاعده در ستون دوریک در آغاز 4 به 1 بوده ولی در دوره کلاسیک این نسبت به پنج ویک دوم وپنج و سه چهارم می رسد ف در دوره هلنی نسبت 7به 1 می شود.
ب: شیوه یونیک (ایونیایی):
این شیوه معماری به سرزمین ایونیا واقع در ساحل آسیای صغیر (ترکیه) منسوب بوده و کمتر از شیوه دوریک صلابت و استواری و رسمیت دارد. و خاستگاه آن نیز همچون دوریک ناشناخته مانده است. نخستین بقایای معماری شیوه ایونیک از پرستشگاههایی است که متعلق به قرن ششم ق.م است. از ویژگیهای این شیوه : ستون باریک و بلند با سرستونی پیچ خورده (حلزونی شکل ) است. طرح ستون این شیوه به بیننده از هر طرف دید مشابهی می دهد. نسبت ارتفاع به قاعده ستون در این شیوه 9 به 1 و 10 به 1 یعنی نسبت به ستون دوریک بلندتر است و تعداد شیارهای روی بدنه ستون نیز 24 عدد است.
مهمترین عنصری که شیوه ایونیک را از نظام دوریک مجزا می کند ،تغییر شکل سرستونها است. ستون سنگی در شیوه ایونیک به جای اینکه مستقیماً روی سکوی پله دار (استیلوبات) قرار گیرد بر روی پایه ستون دایره شکلی که از سنگ یکپارچه تراشیده شده و دارای فرو رفتگیهایی نیز می باشد ، قرار می گیرد. این سنگ حجاری شده روی یک لوحه سنگی مربع شکل قرار دارد که به این نوع پایه ستون در شیوه ایونیک توروس گفته می شود.سطح جانبی شیارهای ستون ها در این شیوه در بیشتر موارد ، به صورت صاف و تراشیده شده و فاقد گوشه است.در صورتیکه در شیوه معماری دوریک خلاف این امر دیده می شود. تعداد شیارهای قاشقی بدون گوشه سبک ایونیک چهار عدد بیشتر از تعداد شیارهای گوشه دار سبک دوریک است. در شیوه ایونیک بخش پایینی آنتا که به شکل مربع در انتهای دیوارهای مقصوره دیده میشود در صورتیکه در شیوه دوریک ساده رها می گردد. معابد بسیاری در یونان و سرزمینهای تابعه آن به شیوه ایونیک ساده رها می گردد. معابد بسیاری در یـــــــونان و سرزمین های تابعه آن به شبوه ایـــــــــــونیک برپا شده اند که می توان به معبد ارختئوم (ارختئون) در اتن و معبد آرتمیس در افسوس و...اشاره کرد.
ج: شیوه کرنتین (قرنتی):
شیوه کرنتی در اواخر در اواخر سده پنجم ق.م توسط معماری بنام (کالیماخوس) ابداع و به کار گرفته شده و به ناحیه کرنیت واقع در جنوب شرقی بخش مرکزی یونان منسوب است. برای نخستین بار از ستون کرنتی در داخل معابد استفاده گردید،ولی اوج گسترش این شیوه در معماری از حدود سال 300 ق.م به بعد است که در ستون های بیرونی ساختمان ها مورد استفاده قرار گرفته است.
ویژگی آن: سرستونی به شکل کاسه زنگ روبه بالا ،با آرایش برگ کنگری به گرد آن است. بدنه ستون کرنتی هم از بدنه ستون دوریک باریکتر و بلندتر است، ولی قطر آن ، مانند بدنه ستون ایونیک ، ار روی پایه ستون به یک میزان بالا می رود. بهترین نمونه معبدی که به این شیوه ساخته شده ، معبد زئوس (سده دوم ق.م) در شهر آتن است. سر ستون کرنتی با ظرافت بسیار تزئینی اش بیشتر به عنوان یک المان تزئینی مورد توجه بوده و دقت بسیار زیادی که در حجاری های پیکره ها بکار رفته ، در سرستون های این شیوه نیز دیده می شوند.
سر ستون کرنتی در حقیقت کمال ملوب یونانیان بود ، چون در مورد ستون ایونیک مسئله دید در گوشه ها برای معماران معابد مشکلی بود و به کار گیری سرستون ایونیک در زوایا با دید دو جانبه آن مشکل دید کنج ها لاینحل مانده بود ، با ابداع شیوه کرنتی که سرستون تزئینی آن از تمام جوانب دید یکسان داشت، همین امر موجب گردید تا یونانیان در رسیدن به کمال مطلوب مورد نظرشان توفیق حاصل کنند.
نمایی از ستونهایی که به سه شیوه ی دوریک – یونیک و کرنتین ساخته می شد:
نخستین معبد های یونان ، به سبب فقر جامعه از چوب و آجر ساخته شده اند. در مرحله بعد که پرستشگاهها را از سنگ ساختند، سبک پیشین که ویژه ساختمانهای چوبی بود، همچنان محفوظ ماند. هر چه بر ثروت یونانیان افزوده گردید ،آنها توانستند از سنگ ،آهک و سپس در سال 580 ق .م از سنگ مرمر برای تزئینات معبد بهره بگیرند. در سه شیوه معماری یونان توجه فراوانی به نمای خارجی معبد مبذول داشته اند. معماران پس از انتخاب زمینی مرتفع ، پی گذاری می کردند و ستونها را در ابتدا با شیوه دوریک که در قسمت بالا کمی باریک و به شکل تنه درخت بودند ، استفاده می کردند. يونانيها پيش از آنكه معبد را به صورت ساختمان بسازند، براي نياش از سنگ چهار گوش مقدسي كه در فضاي باز قرار داشت و گاهي نيز براي آن قرباني مي كردند، استفاده مي نمودند. اما به مرور زمان و با اعتقاد به اينكه تصور و تجسم خدايان در يك مكان سرپوشيده بهتر ميسر مي گرديد و يا اينكه سمبل خدايان معبد به صورت يك مكان سرپوشيده در ذهن آنها شكل گرفت.
پلان اغلب معابد يوناني مستطيل شكل بوده و در مركز آن بخش اصلي معبد نيز يك اتاق مستطيل شكل قرار داشته كه آنرا مقصوره (نائوس) مي ناميدند. تنديس الهه در داخل مقصوره بدون ستون بوده اما بتدريج يك رديف ستون براي حمل بار سقف سنگي معبد در دو طرف ، در امتداد يكديگر كار گذارده شد. مقصوره داراي ايوان ستوندار قدامي يا پيشين است كه در معماري يونان آنرا پرونائوس مي گويند.
در پشت مقصوره يك رواق خلفي شبيه رواق قدامي وجود داشته ، كه آنرا پشيخوان يا اوپيستودوموس مي ناميدند. انتهاي ديوارهاي دو رواق مذكور به پايه هاي مربع شكل پايان مي پذيرد. كه آنرا آنتا مي گويند. بندرت بخش پاييني آنتا و قسمت تحتاني ديواره مقصوره از طرف بيرون با نقوش برجسته تزيين مي گرديد.
در اكثر معابد دورادور مقصوره ،بويژه معابدي كه بزرگترند، با يك رديف ستون احاطه مي گرديد كه آنرا دور ستوني پريستيليون نامند.
مقصوره يك بناي سرپوشيده است،كه ديوارهاي آن با سنگهاي تراشيده شده منتظم بدون ملات ساخته شده است. از درگاهي كه دقيقاً در وسط ايوان ستوندار تعبيه گرديده ، به داخل مقصوره را نقاشي كرده اند. گاهي اين بخش به صورت دو طبقه ساخته شده كه براي ورود به طبقه بالا از راه پله استفاده مي كردند شده است. بخش ديگر معبد كه اساساً عمده ترين قسمت آن است. سنتوري است كه به شكل يك مثلث است و داراي دو طره افقي مايل است. در آن نقشهاي برجسته مربوط به داستان يك الهه كه معبد براي آن ساخته شده حجاري شده مي گرديد. ديگر بخش معبد، چهارگوشيها و فرسب هاست كه در شيوه هاي سه گانه با هم متفاوت هستند. بطور كلي معابد يونان با رديف ستونهاي نماي ورودي شان مشخص و نامگذاري مي شوند، معبد با رواق جلويش به بناي پيش ستوني يا پروستيل ناميده مي شود، و زمانيكه رواق در قسمت عقب قرار مي گرفت آنرا ژس ستوني يا آنفي پروستيل نام مي نهادند. انواع معابد با تعداد ستونهاي مقابلشان (نماي ورودي )عبارتند از: چهار ستوني ،پنج ستوني ، شش ستوني ، هفت ستوني و هشت ستوني.
مسئله مهم در تكامل معبد هاي يوناني ، روابط هندسي ،ابعاد آنها بوده كه در روند تكاملي شان نزديك شدن به نسبتهاي 2 به 1 ديوار طولي دو برابرديوار عرضي را مشاهده مي كنيم. اگر چه هيچگاه اين نسبت به طور دقيق در معابد يونان ديده نشده ولي تناسب در معماري و پيكر سازي و هارموني در موسيقي از نظر يونانيها مقوله واحدي بوده است. البته ذكر اين نكته ضروري است كه معابد دوره كهن يونان غالباً دراز و كم عرض بودند كه نسبت ميان ديوار طولي به ديوار عرضي 3 به 1 است.
در صورتی که در معابد مصری پلان معابد بر روی محوری است که از ابتدا تا انتهای معبد کشیده میشود بطوری که از ورودی معبد میتوان انتهای معبد را دید. در معابد مصری فضاها از لحاض نور بگونه ای کنترل شده اند بطوری که ابتدا برای ورود از فضای باز بیرون به یک فضای نیمه باز (رواق) وارد میشویم سپس به فظایی که پر از ستون است که نسبت به فضای قبل دارای نور کمتری است و فضای بعدب فضایی کاملا بسته است با پنجره هایی در بالا که نور از آنها به داخل میتابد وفضای بعدی که کاملا تاریک میباشد که در این مکان اجساد مومیایی میشده اند.
*معماري يونان در راستاي معتقدات ديني و در ساخت پرستشگاهها تجلي نمود. و از نظر تزيين ،بر خلاف معابد مصري و هندي كه به درون مي پرداختند به بيرون معابد توجه خاصي داشتند ، وبيشتر با نقش برجسته ها در نماها بويژه در چهارگوشيهاي تزئيني ،معبد را با موضوعات مختلف تزئين كرده اند. معابد از نظر شيوه معماري شديداً تحت تاثير مگارونهاي ميسني كه به شكل مستطيل (چهار گوش) ساخته شده اند، قرار گرفته و به تدريج تكامل يافته اند. تاثير شيوه ستون گذاري معابد سر در دار مصري معابد يوناني بعيد به نظر نمي رسد. به خصوص در شكل و فرم ستونهاي شيوه دوريك اوليه اين مسئله بارزتر است.
ساخت مقبرههای سلطنتی درمصر در قدیم بسیار اهمیت داشت در واقع توجه به ساخت این مقبرهها به اوایل تمدن مصر باستان باز میگردد. علاوه بر این مقبرهها که اوج هنر معماری در آنها به کار گرفته میشد، ساخت زیارتگاهها نیز ارزش زیادی داشت. دولت بهترین مصالح، معماران و هنرمندان خود را وقف ساخت این بناها میکرد
مصري ها زندگي كوتاه اين جهان را فاني و مرگ را آغاز يك حيات نوين و جاويدان در دنياي ديگر مي شناختند. به همين دليل منازل خود را با مصالحي مانند خشت و گل و مقابر را از مصالح با دوامي مانند سنگ مي ساختند. بر اساس اعتقاد و تفكر آنان هر انسان علاوه بر جسم داراي يك روح بنام «بع»، ويك پيكر شبه گونه بنام «كا» است. «بع» پس از مرگ در زمين مانده و هر شب به جسد باز مي گردد ولي «كا» مي تواند مابين اين دوجهان در حركت باشد. به اعتقاد اينان، شرط جاودانه بودن زندگاني آن بوده كه بع و كا هر دو بتوانند جسد خود را شناخته و به آن بازگردند. به همين علت براي از بين نرفتن اجساد مردگان آنان را موميايي كرده و كليه اشيا و متعلقات آنان را در كنارشان قرار مي دادند. هم چنين براي محـــافظت از جـسد، مقابررا محكم و غـير قابل نفود مي ساختند تا «كا» بتواند در آنجا سكونت كند و از بلاهاي طبيعي و سرقت اموال در امان باشد. درهاي كاذب در كنار مقابربه منظور ورود و خروج «بــع» و «كــــا» ساخته شده بود تا آنها بتوانند تردد كنند .
هر چقدر مقام مردگان بالاتر بود، مقبره بزرگتري براي او ساخته مي شد.
مصريان
قديم اعتقاد داشتند كه فراعنه پس از مرگ به خدايي مي رسند و بنابراين
مقابرشان مي بايست بسيار عظيم و غيرقابل نفوذ ساخته مي شد. چهار مثلث جانبي
هرم در اهرام مصر به گونه اي طراحي شده اند كه پرتوهاي خورشيد بر جسد
فرعون تابيده شود و رابطه جاوداني او را با خداي آفتاب كه «رع» نام دارد،
حفظ كند.









